فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٠٢ - امام سجاد وخطابه مسجد شام
امام(عليه السلام) در اين پاسخ هرگز از يزيد درخواست عفو نكرد، بلكه در خواست نمود كه فرد امينى را بر رساندن كاروان اسرا به مدينه معيّن كند.
امام سجاد وخطابه مسجد شاماين تنها موردى نيست كه امام بر يزيد پرخاشگرى كرد، بلكه در يك مجمع عمومى پرده ها را بالا زد وماهيت كثيف حزب اموى را آشكار ساخت، آنگاه كه او بر فراز منبر مسجد سخنرانى مهيّجى فرمود وانقلاب عظيمى در مردم شام پديد آورد واين هنگامى بود كه يك گوينده دربارى وخود فروخته قبل از خطبه هاى نماز جمعه از يزيد و يزيديان ستايش كرد وبه خاندان علوى بد وناسزا گفت، امام فرياد زد:«واى بر تواى خطيب خود فروخته، خشنودى مخلوق را با خشم آفريدگار مبادله كردى وجايگاه تو آتش است»; آنگاه از يزيد درخواست كرد كه بر فراز منبر (به تعبير خود امام بالاى چوبها) قرار گيرد و سخنانى بگويد كه خدا را خوشحال سازد و مردم را به ثوابى برساند، يزيد با در خواست او موافقت نكرد، ودر مقابل اصرار شاميان كه مى خواستند امام به منبر برود چنين گفت:«آنان علم را از كودكى با شير مكيده اند واگر منبر برود، پايين نمى آيد تا اينكه من وخاندان ابوسفيان را رسوا سازد»; ولى سرانجام در برابر فشار حضار به ناچار موافقت كرد، امام(عليه السلام) بر فراز منبر قرار گرفت و خدا را با شيواترين و رساترين بيان سپاس و ستايش كرد و به پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله)درود فرستاد، آنگاه به معرفى خود وخاندان خويش پرداخت به گونه اى كه تبليغات ضد علوى بيست و پنج ساله را تا حدّى خنثى فرمود.
وقتى سخنان امام به اينجا رسيد:«من فرزند كسى هستم كه در خون